الشيخ المنتظري
64
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
ديگر را ، اين نيست كه حضرت خيال كرده اند اينها مىخواهند همديگر را بكشند ، بلكه از بس شلوغ مىكردند و مىخواستند بر يكديگر پيشى بگيرند ، من خيال كردم ممكن است بعضى زير دست و پاى بعضى ديگر كشته شوند . جنگ با معاويه « وَقَدْ قَلَّبْتُ هَذَا الاَْمْرَ بَطْنَهُ وَظَهْرَهُ ، فَمَا وَجَدْتُنِى يَسَعُنِى اِلاَّ قِتَالُهُمْ اَوِ الْجُحُودُ بِمَا جَاءَنِى بِهِ مُحَمَّدٌ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) » ( من ظاهر و باطن اين امر را زير و رو كردم ، پس هيچ راهى را نديدم غير از جنگ با اينها و يا اين كه آنچه را پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرموده انكار كنم . ) عبارت سابق اين خطبه را ممكن است بگوييم در مورد هجوم مردم براى بيعت با آن حضرت بوده است ، و از اين جمله « و قد قلّبت هذا الامر . . . » كه سيّد رضىّ اينجا آورده جدا از جمله سابق باشد ; و مرحوم سيّد از اين كارها مىكرده كه مثلا دو جمله اى كه بين آنها فاصله بوده ، ايشان فاصله ها را انداخته و دو جمله را پهلوى هم ذكر كرده است ; حالا در اينجا هم اين جمله « و قد قلّبت هذا الامر » مربوط به جنگ با معاويه است ، و آن جمله « فتداكّوا علىّ » مربوط به مسأله بيعت است . البتّه بعضى گفته اند : چون جمله « و قد قلّبت هذا الامر » مربوط به جنگ با معاويه است ( 1 ) به همين دليل جملات قبل هم مربوط به جنگ با معاويه است و حضرت مىخواسته بفرمايد : و آنقدر شيعيان من در مورد جنگ با معاويه به من اصرار كردند و به من هجوم آوردند كه نزديك بود زير دست و پا له شوم . به هرحال در اين كه از اينجا به بعد مربوط به جنگ با معاويه است هيچ شك و ترديدى نيست . « و قد قلّبت هذا الامر بطنه و ظهره » اين امر يعنى امر جنگ را زير و رو كردم ، اين كه فرموده « قلّبت بطنه و ظهره » يعنى زير و رويش كردم و مقصود بررسى كردن
--> 1 - شرح ابن ميثم ، ج 2 ، ص 144